ساحل انتظار
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


شهریور 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            




اللهم عجل لولیک فرج



جستجو





  ماجرای انتخاب رنگ لباس   ...

لباس پوشیدن امام حسین علیه السلام نیز سبب گریه بود . طبق حدیثی: ایام عید بود . حسنین علیهما السلام گریه کنان محضر مادرشان آمدند و گفتند: ایام عید است، بچه‏ ها لباس نو دارند؛ اما ما لباس نو نداریم . حضرت صدیقه کبری علیها السلام فرمودند: نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله بروید و همین حرف را بگویید . 

 

دوان دوان خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و عرض کردند: یا رسول الله! تمام بچه‏ ها لباس نو دارند؛ اما ما لباس نو نداریم . جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله! به حسنین علیهما السلام بگو رنگ لباسشان را انتخاب کنند، من از بهشت برای آنها لباس می‏ آورم . پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: حسنم! دوست داری لباست چه رنگی باشد؟ عرض کرد: سبز . سپس از امام حسین علیه السلام پرسید، او عرضه داشت: می‏خواهم رنگ لباسم سرخ باشد . جبرئیل از بالهای نرم خود که سبز و سفید و سرخ است، یک لباس سبز و یک لباس سرخ تهیه کرد و داخل طبقی گذاشته، محضر پیغمبر صلی الله علیه و آله آورد . وقتی هر کدام لباس خود را پوشیدند، دیدند جبرئیل گریه می‏کند . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: جبرئیل! چرا گریه می‏کنی؟ عرض کرد: یاد قصه‏ ای افتادم؛ اما یا رسول الله! خجالت می‏کشم تعریف کنم . حضرت فرمودند: بگو! گفت: اینکه حسن علیه السلام رنگ سبز را انتخاب کرد؛ چون زهری به او می‏خورانند که تمام بدنش مانند این لباس سبز می‏شود؛ اما اینکه حسین علیه السلام رنگ سرخ را انتخاب کرد؛ روزی در کربلا تمام بدنش مانند همین لباس، از خون سرخ می‏شود . 

 

 روضه 

 

 این اشک نیست، آب زلال و مطّهر است                        این چشم نیست، چشمه‏ ای از حوض کوثر است 

 

 ظرف نزول رحمت پروردگار شد           

         چشمی که پای مجلس این روضه‏ ها تر است 

 

 چشمی که بیش‏تر به خودش گریه دیده است               

     فردا کنار فاطمه با آبرودارتر می‏شود 

 

 ما خشک می‏شویم؛ ولی بار می‏دهیم        

   دنیای گریه، مزرعة سبز محشر است 

 

 فرموده است حضرت صادق هر آن کسی           

   گریان جدّ ما شده، با من برادر است 

 

 در حجّ و در عبادت و در سجده‏ های شب       

     گریه کنِ حسین، شریک پیمبر است 

 

 ما را از این تلاطم دنیا هراس نیست   

کشتی نجات حسینی شناور است 

 

 بر من لباس نوکری‏ ام را کفن کنید         

   نوکر بهشت هم برود، باز نوکر است

            

-برگرفته از مقاله امام حسین چراغ هدایت و کشتی نجات.ماهنامه مبلغان

موضوعات: محرم  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-06-27] [ 03:43:00 ب.ظ ]





  حدیث   ...

​امام حسین (ع) می فرمایند:
أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ

من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود
کامل الزیارات ، (ص 215)

موضوعات: محرم  لینک ثابت



 [ 01:07:00 ب.ظ ]





  عزاداری بر حسین علیه السلام   ...

​?صلی الله علیک یا ابا عبدالله
✅شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: 

آقا جان!جدتان امام حسین (علیه السلام) الان کجاست؟
?حضرت فرمودند: چقدر جثه تو کوچک است و چقدر سوال تو بزرگ است! بدن مبارک امام حسین (علیه السلام) در قبر است اما روح بزرگشان سمت راست عرش خدا نزد جد و پدر و مادرشان است و نظر مبارک امام حسین (علیه السلام) به دو مکان و موضع است:
1⃣ به زوار قبرش

2⃣ به مجالس عزایش
 آنگاه حضرت فرمودند: امام حسین (علیه السلام) از جد و پدر و مادر و برادرش خواهش می کنند که برای عزادارانش استغفار نمایند تا خدا آنان را بیامرزد.

.

?در روایتی دیگر امام حسین (علیه السلام) فرمودند:  

اگر گریه کننده بر من می دانست که چه اجری نزد خداوند دارد شادی اش از اندوهش بیشتر می گردید.
?منابع :

چشمه سار عشق، ص 10

قصص الحسینیه، ص 72

موضوعات: محرم  لینک ثابت



 [ 01:05:00 ب.ظ ]





  حضرت علی اکبر علیه السلام   ...

​امام زين العابدين عليه السلام : 

چون [على اكبر] براى مبارزه به سوى لشكر عمر بن سعد رفت، امام حسين عليه السلام چشمش گريان شد و گفت : «خدايا! تو بر آنان گواه باش كه فرزند پيامبرت و شبيه ترينِ مردم به او در شكل و خو ، به سوى آنان بيرون شد» . على اكبر ، شروع به رجزخوانى كرد و گفت : من ، على بن حسين بن على ام ما و آل خدا به پيامبر صلى الله عليه و آله سزاوارتريم . آيا نمى بينيد كه چگونه از پدرم حمايت مى كنم؟ آن گاه ، ده تن از دشمنان را كُشت . سپس به نزد پدرش بازگشت و گفت : اى پدر ، عطش ! امام حسين عليه السلام فرمود : «پسر عزيزم ! شكيبا باش . جدّت با كاسه پُر ، تو را سيراب مى كند» . على اكبر ، بازگشت و باز جنگيد تا چهل و چهار نفر از آنان را كُشت . سپس ، خود به شهادت رسيد . درود خدا بر او باد!
الأمالي للصدوق : ص 226

موضوعات: محرم  لینک ثابت



 [ 01:03:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
اللهم عجل لولیک فرج